![]() |
![]() |
|
| چقدر دراز است راهی که به تو نمی انجامد |
|
یادت هست که گفتی دوستت دارم سرم رو پایین انداختم و گفتم نظر لطفته.سرم رو بالا آوردی تو چشام نگاه کردی و گفتی نظر لطفم نیست نظر دلمه تکرار اون حرفای نافذ و اون جمله که هیچ وقت برایم تکراری نمی شد باعث شد که دل من هم صاحب نظر بشه و منو مجبور کنه که بهت بگم منم دوستت دارم. مگه نگفته بودی دوستت دارم؟مگه دوستت نداشتم؟چرا حالا تنها هم آغوش من یاد توست؟ یکی از ما دو تا دروغ می گفتیم... ولی هنوز... همان قدر برایم عزیز هستی که نمی توانم تهمت ان دروغگویی رابه تو بزنم. آری من دروغ می گفتم دروغی به وسعت تمایی بی تو ماندن هایم من دوستت نداشتم من دیوانه وار عاشقت بودم.من تو را با ذره ذره ی وجودم می پرستیدم ولی تو............
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:27 توسط منصور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند هرچه را آغاز وپایانی است حتی هرچه را آغاز و پایانی نیست زندگی راهست از به دنیا آمدن تا مرگ شاید مرگ هم راهی است ××××××××××× من منصور هستم متولد 19/3/1368 دانشجوی رشته ی زیست شناسی از اهالی اردبیل |
| پیوندهای روزانه |
|
آذربلاگ بیرتک وبسایت ایرانیان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|