![]() |
![]() |
|
| چقدر دراز است راهی که به تو نمی انجامد |
|
من پر از پوچی و بی خیالی شدم دیگه به هیچ چیز خوشبینانه نگاه نمی کنم .همیشه منتظر یه اتفاق غیر منتظره هستم اونم از بدترین نوعش .حالم اصلا خوب نیست.همه ی درسام موندن از دوازدهم بهمن به بعد اصلا سراغ کتابام نرفتم .هر روز می گم روز بعد ولی نمی دونم روز بعد کی می یاد؟خسته شدم.به معنای واقعی کلمه خسته شدم.الان که اینارو می نویسم دارم به آهنگ unuta bilsem امراه گوش می دم خیلی بهم حال می ده.
تقدیم به شما وبه دل خودم دیروز مسافری در غروب به سوی نامنتهای جاده می رفت.چشمانش خسته,اما امیدوار بود.به پشت سر نگریست, گذشته ای مبهم با لحظاتی پرتکاپو و عبرت انگیز در جلوی چشمانش نقش بست.چشمان پرسشگرش به جلو خیره ماند,آینده ای نامعلوم.آری!حال زمانی بود که باید به جاده ی بی انتهای آینده سرازیر می شد. گفتم:کجا ای دل دریایی؟گفت:به سوی دیار عشق و صفا.گفتم:هر کجا می روی چشم گریان مرا هم با خود ببر. گفت:اندیشمندان چشم گریان توشه ی سفر نکنند.گفتم:پس چشم عاشق من کجا خواهد گریست؟!گفت:بین مرز دل و عقل.آنگاه هیچ چاره ای نیست برای چشم و اشک,جز آنکه به پای یار ریزد,همین و بس.گفتم:پس به جای آب و آیینه پشت مسافر,روزها رو به روی آیینه خواهم گریست.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:42 توسط منصور |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 15:44 توسط منصور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند هرچه را آغاز وپایانی است حتی هرچه را آغاز و پایانی نیست زندگی راهست از به دنیا آمدن تا مرگ شاید مرگ هم راهی است ××××××××××× من منصور هستم متولد 19/3/1368 دانشجوی رشته ی زیست شناسی از اهالی اردبیل |
| پیوندهای روزانه |
|
آذربلاگ بیرتک وبسایت ایرانیان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|