تبليغاتX
رفتن تا بی نهایت
چقدر دراز است راهی که به تو نمی انجامد

قلم دوان دوان آمد و گفت بنویس

گفتم چه بنویسم؟

گفت بر سینه ی سفید کاغذ بنویس

 

شادی های کوچک و غم های کوچک                  همش ارزونی آدمای کوچک

خوش به حال اونایی که نشون ندارن                    یه ستاره تو آسمون ندارن

اما قد خداست دلاشون                                       اونا که غم آب و نون ندارن

مثل ماهی تنگ بلور می مونن                            همیشه از دریا ها دور می مونن.

پس

تمام جانم را مرکبی می کنم و داخل قلم می ریزم و با جوهر وجودم بر روی گلبرگ های یاس می نویسم که دوستت دارم وتا عمر دارم فراموشت نخواهم

 کرد.

********************

آه ازآن روزها

آن روزی که پرنده ی قشنگ زندگیم  به سوی آسمان ها پرواز کرد و خوش

بختیم را با خود برد.دیوانه وار به سویش دویدم تا شاید به او برسم و او را باز گردانم.اما افسوس!افسوس که نه من هرگز به او رسیدم و نه او هرگزبه سوی

من باز گشت.

سرخی عشق را به عشق تو دوست می داشتم

سرخی غروب را به یاد تو دوست می داشتم

سرخی لاله را به خاطر تو دوست می داشتم

قلبم سرخ است و نام زیبای تو درآن حکاکی شده

                                        تاابد

 چند خط حرفای ...

 

در غروب زندگیم و در ساحل تنهاییم دنبال پناهگاهی می گردم تا بی پناهی خود را جبران کنم.ای زندگی نفرین بر تو که طلوعم را غروی کردی و هنگامی که خواستم بر روی طبیعت ومحبت لبخند بزنم لبخندهایم را با اشک همراهی کردی و هنگامی که پرندگان عمرم در آسمان آبی و بی کران هستی به پرواز درآمدند تو بال و پرم را شکستی غرورم و کمرم را شکستی و مرا برای همیشه از زندگی خوبم نا امید کردی و از بین بردی آخر چرا ....؟مگر من چه ظلمی به تو کرده بودم که این قدر به من ظلم کردی.

لعنت بر این دل بر این دل که نمی فهمد این دنیا دنیای محبت کردن و محبت داشتن نیست و نفرین بر این دل که نمی فهمد و نمی داند و نمی خواهد بپذیرد همه چیز تمام شده است و باید بسوزد و بسازد.

 

مرگ در هر حالتی تلخ است

اما من

دوست می دارم که چون از ره در آید مرگ

در شبی آرام چون شمعی شوم خاموش

   

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:28  توسط منصور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند
هرچه را آغاز وپایانی است
حتی
هرچه را آغاز و پایانی نیست
زندگی راهست
از به دنیا آمدن تا مرگ
شاید
مرگ هم راهی است
×××××××××××
من منصور هستم
متولد 19/3/1368
دانشجوی رشته ی زیست شناسی
از اهالی اردبیل


پیوندهای روزانه
آذربلاگ
بیرتک وبسایت ایرانیان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
اورک سوزی(توحید)
غروب عشق(الهه)
یه جورایی(بهنام)
حرف حساب(هادی محمدی)
نامه هایی که هرگز پست نشد(مهسا)
آذربلاگ
بیرتک وبسایت ایرانیان
تورک بلاگ
ساسپی و دوستان(مجید)
محرم دل
سکوت خاموشی(سمیه)
سکوت(فاطیما)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM