![]() |
![]() |
|
| چقدر دراز است راهی که به تو نمی انجامد |
|
ساده بگم نگاه زاده ی علاقه است اگر دو چشم روشن عشق به تو نگاه کند دیگر تو از آن خود نیستی زمان می گذرد.زمانه هم کودک می شوی.جوان هستی و جوانی نمی کنی رد می شوی. پیر هستی.می مانی همیشه در پی گمشده ای هستی که با تو هست ونیست! باز در پی آن علاقه ی پنهان.آنگاه همیشه تازه هستی باز آن دو چشم روشن عشق را در غبار بی امان زمان جست وجو می کنی او دیگر تکه ای از تو شده است.سایه ای خوش بر دل تو گوشه گوشه ی این دل خراب سرشارازعطر نگاه توست.عزیز
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 12:22 توسط منصور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند هرچه را آغاز وپایانی است حتی هرچه را آغاز و پایانی نیست زندگی راهست از به دنیا آمدن تا مرگ شاید مرگ هم راهی است ××××××××××× من منصور هستم متولد 1368 از اهالی اردبیل |
| پیوندهای روزانه |
|
آذربلاگ بیرتک وبسایت ایرانیان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|