![]() |
![]() |
|
| چقدر دراز است راهی که به تو نمی انجامد |
|
خدایا شکرت روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند.هنگام ورود دسته ی بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند باز می کنند و آن را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید شما چه کار می کنید؟فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضای مردم را از خداوند تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذ هایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.مرد پرسید شماها چه کار می کنید؟یکی از فرشتگان با عجله گفت:این جا بخش ارسال است ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است.مرد با تعجب از فرشته پرسید:شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد:این جا بخش تصدیق جواب است.مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی عده ی بسیارکمی جواب می فرستند.مرد از فرشته پرسید:مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد:بسیار ساده فقط کافی است بگویند:خدایا شکر!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 10:14 توسط منصور |
|
|
گاه می اندیشم: می توان سخت گریست می توان رنگ سپید روی هر دیده کشید می توان در پس این رنگ و درنگ بچه شد ساده گریست می توان ساده شکست وبه پای همه ریخت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:54 توسط منصور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند هرچه را آغاز وپایانی است حتی هرچه را آغاز و پایانی نیست زندگی راهست از به دنیا آمدن تا مرگ شاید مرگ هم راهی است ××××××××××× من منصور هستم متولد 19/3/1368 دانشجوی رشته ی زیست شناسی از اهالی اردبیل |
| پیوندهای روزانه |
|
آذربلاگ بیرتک وبسایت ایرانیان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|