تبليغاتX
رفتن تا بی نهایت
چقدر دراز است راهی که به تو نمی انجامد

 

در کلبه ی کوچک قلبم

برایت مرکبی از غرور و محبت مهیا می کنم

تا تکسوار ساحل دریای عشقم گردی

اگر رفتی و مسیر گمشده را نیافتی

تو را به خدا سوگند می دهم به سوی کلبه ی کوچک

قلبم باز گردی

دیده به راه توام

 

همیشه از نگاه تو با تو عبور میکنم ، از اینکه عاشق توام حس غرور

میکنم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 20:13  توسط منصور | 

به من بگو آن چیست که از چشمان تو تا عمق وجودم جاریست

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 10:41  توسط منصور | 

 

 

مقصد من

 

بار سفر رو بسته ام دارم می رم به نا کجا

 

دارم می رم به یک سفر به جاده ای بی انتها

 

تو جاده ای که یک سرش منم با آرزوی تو

 

تو جاده ای بی انتها منم به جستجوی تو

 

تو جاده ای که یک سرش تو هستی و نگاه تو

 

تو جاده های آرزو دارم می رم به راه تو

 

پنجره های قلب من وا شده روبه روی تو

 

راهو به من نشون بده تا برسم به سوی تو

 

این سر جاده ها منم اون سرجاده ها تویی

 

نشونیتو به من بده که مقصدم تنها تویی

 

********************************

 

تنها

 

رفتم ودر تار و پود جاده ناپیدا شدم

 

کاش می شد تا بگویم بی جهت رسوا شدم

 

روشنی بخش نگاهم شمع نذری بود وبس

 

آن هم از کف رفت و من چون ظلمت شبها شدم

 

در میان جمع خوبان بودم و اکنون دریغ

 

زیر باران مانده ام بی همدم و تنها شدم

 

********************************

 

موج های بی صدا

 

کاش می شد با نگاهی ساده و بی ادعا

 

با تو بودن را  تو را تفسیر کرد

 

کاش می شد در میان موج های بی صدا

 

موج چشمان تو را تعبیر کرد

 

کاش می شد انتهای جاده های بی کسی

 

عابری در ابتدای همدلی تدبیرکرد

 

کاش می شد درد هجران تو را

 

تا گذر از زندگی  تمدید  کرد

 

کاش می شد در شب دلواپسی

 

تک شهابی را به تو تقدیم کرد

 

********************************

 

هفت آسمان

 

من در این خانه به راهت می نشینم

 

می نشینم در نگاهت موج دریا را ببینم

 

در رهت گل های زنبق می نشانم

 

عشق را بر تخت عزت می نشانم

 

من همان فانوس شب های سیاهم

 

تا در آن ظلمت ببینی اشک وآهم

 

عاقبت در راه تو جانم چه قابل

 

من برای دیدنت هفت آسمان را می شکافم

 

********************************

 

 

بقیه ی شعرو در ادمه ی مطلب بخونین 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 14:5  توسط منصور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند
هرچه را آغاز وپایانی است
حتی
هرچه را آغاز و پایانی نیست
زندگی راهست
از به دنیا آمدن تا مرگ
شاید
مرگ هم راهی است
×××××××××××
من منصور هستم
متولد 19/3/1368
دانشجوی رشته ی زیست شناسی
از اهالی اردبیل


پیوندهای روزانه
آذربلاگ
بیرتک وبسایت ایرانیان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
اورک سوزی(توحید)
غروب عشق(الهه)
یه جورایی(بهنام)
حرف حساب(هادی محمدی)
نامه هایی که هرگز پست نشد(مهسا)
آذربلاگ
بیرتک وبسایت ایرانیان
تورک بلاگ
ساسپی و دوستان(مجید)
محرم دل
سکوت خاموشی(سمیه)
سکوت(فاطیما)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM